3

هنوز باورم نمیشه.....

باورم نمیشه دیروز ١٨ تا قرص پراپرانونول خوردم....

٣روز پیش با مادر و پدرم یه دعوای حسابی کردم

فرداش که رفتم مدرسه دیدم مهسا سرشو گذاشته رو میز و اعصابش داغونه....

راستی گذشتشو فهمیدم...از زیر زبون دوست صمیمیش کشیدم بیرون...

خوب داشتم می گفتم...منم که دیدم اعصابش خورده و ناراحته عصبانی تر شدم

تو قرصایی که باید برای آی بی اسم بخورم پراپرانونول هم هست!

نمی دونم چرا تو اون لحظه تصمیم گرفتم این کارو بکنم!!!واقعا نمی دونم

هرچی بهاره می خواست جلومو بگیره به حرفش گوش ندادم

اونارو که خوردم...بعد چند دقیقه احساس کردم دنیا داره دور سرم می چرخه....

دستمو بلند کردم به معلم گفتم :ببخشید من سرم دارم گیج میره می تونم برم بیرون؟

که اونم گفت برو

بلند شده که برم با سر خوردم زمین ...تلو تلو می خوردممم

وحشتناک بود...

مهسا دستمو گرفت منو برد بیرون...

بهار به مادرم زنگ زد که بیان دنبالم...

حالا می فهمم چرا بعضی جوونا خودکشی می کنن...خوب هرچی باشه تجربش کردمم

تو اون لحظه هیچ چیز به جز بدبختی هات و مشکلاتت و نامهربونی های دنیا یادت نمیاد...

حتی اینم یادت نمیاد که خودکشی بزرگترین گناهه!!!

هیچی فقط یه چیزو می خوای:رهــــــــایی!

دیشب بیمارستان بودم

رادیولوژی-سونو گرافی-آزمایش خون-اکو ی قلب-نوار قلب  شستشوی معده عکس از معده و....

همه ی اینارم ازم گرفتن ...

امروزم مدرسه نرفتم!!!!

فردا صبح هم باید پیش متخصص برم

مدرسه فهلا تعطیل....

خیلی حرف زدم نه؟

خوب دیگه تا آپ بعدی بای!

پ.ن:

١-قضیه فقط دعوا با ÷در و مادرم نبود شاید بعدا این داستان مفصلو توضیح بدم!

٢-چند روز پیش کیش بودیم...بهم خوش نگذشت...یه اتفاق خیلی بد برام افتاد!

٣-سرم داره گیج میره!

=--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

#3
/ 0 نظر / 13 بازدید